۱.
در لحظه های سنگین استخوانسوز بی فرجام
دل تنهایی من
به یاد ((تو)) سبز می شود
و امتداد بی افق یاس
در برابر وجود دریایی ((تو)) پایانی بر خویش بر می گزیند
((تو)) سبزی
سبز سبز سبز ..............
۲.
به هر حال زمانی می رسد
که پایانی باشد
بر تمام دلتنگی ها و ناله هایم
همه ناله های من از بی ((تو))یی است
((تو))
منی
و من.................................
۳.
بیا
بیا که امشب آمدنت را
در پراکنش نور چراغ های کنار خیابان
در زیر باران
دیده ام............................... |