سه شنبه 15 اسفند ماه سال 1385

ساعت ۸ عصر سر کلاس بودم و مشغول تدریس. یهو یه sms از مصطفی طاعتی اومد که ملا قلی پور فوت شده.

خیلی حالم گرفته شد. تصاویر فیلمایی که ازش دیده بودم جلوی چشام رژه می رفت و این آخری ((میم مثل مادر)) با تموم انتقاداتی که بهش داشتم و کلی با دوست عزیزم سید مهدی طاهری در موردش بحث کرده بودیم.

یاد سفر به چزابه افتادم و نجات یافتگان.

یاد ((قارچ سمی )) افتادم و حس و حال غریب و قریبی که بعد از دیدنش داشتم.از سینما صحرا تا امامزاده صالح پیاده رفتم با شاخه ای از نور در دست!

نمی دونم چرا ماها اینجوری هستیم.

یاد نامه پارسالش افتادم بعد از جریانات مزرعه پدری.

نمی دونم  چرا؟

بازم زود ، دیر شد.................